پایگاه خبری تحلیلی آفتاب ایران
سه شنبه, 01 آبان 1397

زیان های جبران ناپذیری که دخالت های آخوندها از سده های پیش تا امروز به ما زدند چگونه با یک اقدام نابه جای ملاهای ایران بخش های گسترده از خاک ایران جدا شد؟


پس از اینکه درزمان فتحعلی شاه قاجار، با خودنمایی و شارت و شورت ملاهای رده بالا و شیخ اسلام ها سرانجام به دستور فتحعلی شاه، که زمامداری نالایق٫ و مانند بسیاری از دیگر شاهان قاجار و صفوی آلت دست گروه دستاربند بود، فرمان جنگ به روسیه تزاری صادر شد، و با همه ی جانبازی های عباس مبرزا فرزند  فتحعلی شاه ٫ ایرانی ها شکست خوردند و ناگزیر «عهد نامه گلستان» را که بخشی از خاک سرزمین ما را به روسها وا گذار می کرد٫ امضاء شد.عباس میرزا ناگزیر شد فقط بخش کوچکی از سر زمین ما را از دست بدهد.
فراموش نکنیم که به موجب « پیمان نامه گلستان » فقط بخش کوچکی ازشمال قفقاز به دست روس ها افتاد و اندکی هم از دیگر شهرهای ایران، در پیرامون قفقاز. ولی به گفته ی یکی ازدوستان، مگر ملاها ازرو می رفتند. باز رجزخوانی و توپ و تشرها آغازشد و باز عقده چرکین واسلامای آنها سر باز کرد و زمزمه اعتراض بالا گرفت و گفتند به دولت کافرروسیه تزاری پروانه نمی دهیم که زمین های اسلام را تصرف کند.
در اینجا شایسته است که به متن تاریخ بنگریم و از زبان عباس میرزا، سردار آگاه قاجاربخش های پند آموزی را بیرون بیاوریم ٫ تا روشن شود که این گروه بیکاره و مفت خواره و پر مدعا! در هر بخش اززمان، بهر گونه که توانستند آسیبی بر پیکر ملت ایران فرود آورند. تا خودی در پهنه سیاست بنمایانند.
این قطعه تاریخی اززبان «عباس میرزا» فرمانده دلسوز و دلاور ایرانی را حتما بخوانید تا برای تان روشن شود که زخم دردناک و ننگین «ترکمان چای» چگونه بر پیکر تاریخ ایران زده شد و آنگاه با عقل منطق تاریخی و ایرانی خود بسنجید و داوری کنید.
عباس میرزا می گوید:
سیزده سال و یک ماه و یازده روز، از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که بناگزیر جنگ دوم شروع شد. من دیگر نه آن جوان ناآزموده بودم که به راحتی بخواهم وارد کشمکش شوم و در این سیزده سال اختلافات مرزی ای که میان طرفین پدید می آمد، با رفت و آمد و آدم و کاغذ، به راحتی حل می کردیم و سفرای هر دو کشور با احترام در کشورهای دیگر پذیرفته می شدند و عامل تازه ای که بهانه برای آغازنبردی دیگر باشد نمانده بود. تنها بهانه جنگ زخم های باقیمانده از جنگ اول بود و نیز توطئه های برخی ازبرادران و اشراف قاجاربرای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من بویژه یاری گرفتن از نیروی علما (!!).
بدین ترتیب غوغای «جهاد» با «روسیاهان کافر» بالا گرفت و پاره ای ازمشایخ و مجتهدین، در راس آنان «سید محمد مجتهد از کربلا» برای تحریک و تحریص مردم به واداشتن دولت برای آغاز جنگ دیگر از کربلای مُعّلا به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند.
عباس میرزا می گوید: به ملاقات آقایان رفتم و سعی کردم مشکلات ورود در جنگی دیگر را برای شان --- توضیح دهم. سید محمد مجتهد با دستار بزرگی که بر سر داشت، در صدر اتاق نشسته بود. سرش را پائین انداخت و بی آنکه نگاهی به من بکند (درست مانند دویست سال بعد، جانشین پلیدش خمینی) در سکوت به سخن های من گوش و گاهی نفسی می کشید و پکی از قلیان می گرفت.
من پس از تعارفات معمول عرض کردم. آقایان البته می توانند با چرخی قلمی «فتوای جهاد» صادر کنند ولی اجرای آن مشکل است که از یک مشت مردان روستانشین، یا شهرنشین که برای «جهاد» راه افتاده اند و آموزش جنگی ندارند. در برابر یک سپاه عظیم و آموزش دیده و مسلح، کاری انجام داد. 
جنگ، جنگاور بی باک سلاح کامل می خواهد. سیاهی لشکر ناید به کار. جنگ جیره و مواجب می خواهد پول می خواهد. سر باز آماده می خواهد پوشاک گرم می خواهد و آذوقه می خواهد.
سرباز پس از شنیدن غرش توپخانه دشمن. صدای غُرولند روده های خالی خود را می شنود، اکنون که خزانه خالی است. سربازان نمی توانند مانند جنگ های سابق با غنیمت و غارت شهرهای تصرف شده و یا شهرهای بین راه، شکم خود را سیر کند.
به علاوه. باید به سربازان حقوق داد. با زن و فرزندان شان از گرسنگی نمی میرند.
یکی از ملایان حاضر در اتاق گفت: چرا دولت پول ندارد؟ چه بر سر جواهرات نادری آمد؟
گفتم: این جواهرات درخزانه است. ولی جواهر را به راحتی نمی توان به پول تبدیل کرد. اگر بخواهیم همه ی آنها را یک باره بفروشیم. به ثمن بخس ازما می خرند. و اگر بخواهیم تک تک بفروشیم. عایدات آن، در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است.
آن جواهرات فقط بدرد تیله بازی آقا محمد خان می خورد، مشکل این است که مداخل قابل استفاده ندارد در حالی که روسیه و کشورهای اروپایی، درزمان صلح ازرعایا مالیات می گیرند و برای ایام جنگ پس انداز می کنند.
تصور آقایان از جنگ،غزوات بدر واحد است. ولی زمان عوض شده است.
در جنگ نخست که ما با روس ها داشتیم. به قدر کافی مردان و جوانان ما به خاک افتادند و وضعیت ما نسبت به سیزده سال پیش، بهترنشده است که بخواهیم بندگان خدا را به کشتن بدهیم.
در اینجا « سید محمد مجتهد کربلایی» که گویی ازتوضیحات من (عباس میرزا) حوصله اش سررفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان و آزرده و چهره ی عبوس گفت:
اگر پادشاه و ولیعهد به مظالم دولت روس بر مسلمانان قفقاز بی توجه اند و یا ترسیده اند ما . نترسیده ایم! و نه ! اخوان دینی خود را ازیاد برده ایم(!!)
ما، برای آزادی بلاد مسلمان، «حکم جهاد» داده ایم! و این حکم برهمه نافذ است از جمله بر پادشاه که با تجویز جانشین امام عصر (!!) فقهای عظام عجالتاً و نیابتاً (!!) حق سلطنت دارد!!
بدیهی است که این محور تا وقتی معتبر است که پادشاه مجری احکام شرع و حافظ دماء (خونهای) مسلمانان شیعه باشد. و اهمال در این امر ازهیچ فردی پذیرفتنی نیست!! (ببینید که دارد صراحتاً حتا شاه را تهدید می کند).
سید محمد سپس گفت:
این سنخ سخنان شاهزاده٫ ظنی را که از قبل در درجه اسلام خواهی ولیعهد بود، مع الاسف تقویت میکند و شائیه (!!) ارتداد را پدید می آورد! به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس اعلام می دهد که از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکند؟ تا پای فرنگی به ایران بازشود؟! که چه بشود؟
این تنبان های تنگ و چسبان چیست؟ که به بهانه چابک کردن و اصلاح نظام بر تن قشون مسلمان می کنید؟! (هم میهنان می بینید که این ملای احمق و کوته فکر چگونه وضع را با این اراجیف به رخ عباس میرزا می کشد، تا او را تهدید کند)
سید محمد ادامه داد: شما به چه بهانه، دردارالسلطنه تبریز به فرنگیان اجازه داده اید که برای خود میخانه تاسیس کنند؟ چاپخانه می زنید؟ «کتاب تاریخ اروپا» چاپ میکنید؟ که مردم به جای حفیص ابنیا با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند؟! اینها چیزی نیست که ازمنظر علمای اسلام و حجج دین مبین پنهان بماند!
فی الحال، اگر مصلحت پرهیز ازتفرقه، در برابر کفار نبود، این طلبه کوچک (یاد خمینی ملعون به شر، که او هم مرتب می گفت: این طلبه ی حقیر!!) به وظیفه خود درتشدید شرع مبین عمل می کرد. و باب مماشات را می بیست. (یعنی علیه توی ولیعهد وشخص فتحعلی شاه هم قیام می کردم)
عباس میرزا در پایان می گوید: سخنان مجتهد که به اینجا رسید، اندکی ازتندی بیاناتش را کاست و پس از لختی خاموشی ادامه داد:
تنها ما نیستیم که نگران اقدامات شمائیم. همین دیروز برادرشما محمد علی میرزا دلگشا پیش ما آمده بود و می گفت: روابط صمیمانه برادرم با اروپاییان دیر یا زود اعتقاد مردم را تغییر داده و  حتی لباس و مذهب آنها را هم عوض خواهد کرد.(!!)
عباس میرزا در پایان می نویسد: سخنان مجتهد تمام شد. دیدم اصرار براینکه جهاد را از ذهن خود دور کند به صلاح نیست و بر لجاج آنها خواهد افزود.
از طرفی در معرض اتهام آنها قرارگرفتن، تهمت بزرگ وخطرناکی بود که می توانست مخاطره آمیزباشد و هر فردی حتی من را نابود کند.
بهر حال، خوانندگان ارجمند می بینید که آخوند توانست این مرد دلاور و دور اندیش را ناگزیر کند که به خلاف دلخواه خود راهی جنگ با روس ها بشود.
***
و بدینسان یک هیئت شش ـ– هفت تنی از عمامه داران قشری آن روز به سرپرستی سید محمد مجتهد و ملااحمد نراقی و ملا ابوالحسن و ملا... و... و چند آخوند بی سواد دیگر تصمیم گرفتند که «حکم جهاد» را صادر کنند.
این حکم صادر شد. مفهوم این حکم که به امضای هر شش- هفت تن ملای بزرگ و مجتهد!! صادر شد یعنی فرمان یک «جنگ مذهبی!» با یک کشور بزرگ وپهناورو نیرومند که حتی فتحعلیشاه نیز نمی توانست با آن مخالفت کند و همه ی مردم باید به تصور این جهاد به جبهه بروند و بجنگند زیرا نام «جنگ جهاد» بود.
بهرروی، جنگ بزرگ میان گروهی بی شمار متعصب بی سلاح، ناآگاه، گرسنه و نادان به رموز جنگاوری و شیوه های نبرد مدرن با یک کشور اروپایی نیرومند و پهناور که بیش از سه برابر خاک ایران بزرگ آن روزی پهناوری داشت درگرفت. و باز شکستی بزرگ نصیب نیروهای قاجار شد و شیرازه سپاه ما ازهم گسست و ناگزیر فتحعلیشاه «جام زهر!» را چون خمینی دجال سر کشید، دستور گفتگو با روس ها را داد!
گفتگو؟! چه گفتگویی؟! میان یک کشور درهم کوفته و ملازده، با یک کشوربیگانه پیروز؟! دوباره در این دیدار عهد نامه ننگین دیگری به نام «عهد نامه ترکمان چای» امضا شد.
(ترکمان چای، نام قریه و روستای کوچکی است که در باختر شهرزنجان سر راه زنجان به تبریز قرار دارد) در این عهد نامه که در اواخر سال 1321 هجری قمری (1828) مسیحی به امضا رسید. گذشته ازعهد نامه ی گلستان، بیش از نیمی از سرزمین قفقاز (17 شهر باقیمانده! قفقاز) که بزرگترین ذخایر نفت در آنجا قرار داشت و در واپسین روزهای جنگ با یک حمله تاکتیکی روس ها تصرف شد. در عهد نامه ترکمان چای از آن روسها شد و کاربه اینجا هم پایان نیافت ٫ و ملت ایران در نتیجه توپ های توخالی ملاها و موافقت فتحعلی شاه بخش های دیگری از سرزمین خوارزم و قرقیزستان و تاجیکستان و ترکمنستان و باقیمانده قفقاز را از دست دادند.
در این موقع، نه تنها آخوندها خفه نشدند و پنهان نگردیدند، بلکه چیزی هم طلبکار شدند که: بله! ارتش ایران و مردم ایران نتوانستند «جهادی را که ما پیشنهاد کرده بودیم، درست به انجام برسانند! »
این پیمان نامه، همانگونه که آمد چون در روستای ترکمان چای به امضا رسید به عهد نامه ترکمان چای معروف شد و کارشناسان جغرافیایی برآنند که جمع کل مساحت سرزمینی که به موجب این عهد نامه و عهد نامه گلستان ازخاک ایران جدا شد. برابر با سه برابر پهناوری کل مساحت کنونی کشور ایران بود درنتیجه مرز ایران و روس به ساحل شمالی رودخانه اترک در شمال خراسان و شمال رود ارس در شمال آذربایجان ایران، و سراسر دریای مازندران (به جز بخش جنوبی) دریای یاد شده. رقم زده شد.
گذشته از این به موجب همین عهد نامه ترکمان چای، انحصار کاهل کشتیرانی دردریای مازندران، حق قضا کنسولی در داخل ایران (کاپیتولاسیون) نیز به دولت روس تفویض شد و... تحمیلات سنگین دیگری از آن به ملت ایران. درنتیجه رفتار ابلهانه آخوندها تحمیل شد.
فراموش نکنید که نمونه های دیگری از زیان های جبران ناپذیر دخالت آخوندها در سیاست خارجی و داخلی به روشنی وجود دارد که می توان به آنها هم رسید و به گستردگی به آنها پرداخت.
ازجمله حمله خمینی به صدام حسین و دخالت بی جای او، در ارتش عراق و دستور سر پیچی به شیعیان ارتش عراقی، که منجربه روشن شدن آتش یک جنگ هشت ساله (طولانی ترین جنگ سده بیستم) شد و سرانجام این پیرمرد خونریز خرف ناگزیر به سرکشیدن جام زهر شد. ولی به چه بهایی؟! به بهای یک میلیون کشته و معلول و میلیاردها دلار زیان ازخزانه مردم ایران. و با همه ی الدرم بلدرم های آخوندی. حتی نتوانستند یک ریال غرامت از عراق بگیرند. و همین امروز ( ۲۲/ مرداد / ۱۳۹۷ ) ٫ ٪۳۷ سهم ایران از دریای مازندران و منابع زیرزمینی آن توسط رژیم امضاء و از میهن جدا شد.

غلامحسین بهادر   2018ـ-13-ـ-8   برابربا ۲۳ / مرداد / ۱۳۹۷

اشتراک این مطلب

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

آخرین خبر ها

Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomVision.Com
صفحه اصلیمقاله هازیان های جبران ناپذیری که دخالت های آخوندها از سده های پیش تا امروز به ما زدند چگونه با یک اقدام نابه جای ملاهای ایران بخش های گسترده از خاک ایران جدا شد؟ Top of Page
Zo2 Framework Settings

Select one of sample color schemes

Body

Background Color
Text Color
Link Color
Background Image

Top Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Header Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Mainmenu Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Slider Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Scroller Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Mainframe Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Bottom Scroller Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Bottom Scroller Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Bottom Menu Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Bottom Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image
Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image